تو

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(تُ)

تُوْ :(tow) در گویش گنابادی به معنای تب و سردرد و گرمای بدن است.

تَوَ :(tawa) در گویش گنابادی یعنی ظرف سرخ کن ، ماهی تابه ، ظرف مسی که برای تف دادن غذا یا پختن غذا با روغن استفاده میشود.

ریشه‌شناسی[ویرایش]

ضمیر[ویرایش]

  1. ضمیر شخصی منفصل دوم شخص مفرد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

لک رفتن (~. رَ تَ)

ضمیر دوم شخص مفرد. ضمیر مخاطب محاوره‌ای

برگردان‌ها[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

گویش ایرانیسمپا: to" گویش دری و تاجیکی ‌‌سمپا: tu"

مصدر لازم[ویرایش]

  1. پر ریختن مرغ در فصل معینی از سال.
  2. مجازاً دمق شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

لب رفتن (~. رَ تَ)

  1. مأیوس شدن، دمق شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(تَ یا تُ)

اسم[ویرایش]

  1. تابش، فروغ، حرارت.
  2. تاب، پیچ.
  3. برکه، تالاب.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ریشه‌شناسی[ویرایش]

از پهلوی tōf.

اسم[ویرایش]

  1. توه. توی: لا، پرده.
  2. اندرون، درون چیزی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  • فرهنگ لغت دهخدا


آوایش[ویرایش]

  1. تُ

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

قید[ویرایش]

dentro

ضمیر[ویرایش]

tu

انگلیسی
thou