پرش به محتوا

جدا

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(جُ) كلمه ( جدا ) غلط رايج است در حقيقت ( دوجا)درست است يعنى چيزها يا كسان از مكان مشتركى به دو جاى مختلف تغيير مكان دادندو دو جا شدند پس ( دوجايى )صحيح و (ج دايى )غلط است

صفت

[ویرایش]
  1. سوا، دور از هم.
  2. تنها، منفرد.از هم دور شده
  3. ممتاز، مشخ

صفت

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
  1. بشنو این نی چون شکایت می کند
  2. از جداییها حکایت می کند
  1. یا رب بلا عاشق ايله قيل آشنا منى
  2. بر دم بلا عاشقدن ايتمه جدا منى
  3. آز ايلمه عنایتونى اهل دردن
  4. يعنى كه چوح بلالره قيل مبتلا منى

برگردان‌ها

[ویرایش]
انگلیسی
strongly
متن عنوان
[ویرایش]