پرش به محتوا

جمهوری

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /جُمهُوری/

صفت نسبی

[ویرایش]
  1. (سیاسی): منسوب به جمهور؛ حکومتی که فردی در آن از طرف مردم و برای مدتی مشخص به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب می‌شود.
  2. نوعی از حکومت که رییس آن از سوی مردم کشور برای مدتی محدود برگزیده شود و آن انواع مختلف دارد: جمهوری اسلامی، جمهوری سوسیالیستی، جمهوری دموکراتیک، جهموری فدرال و غیره.
  3. بیایید متن شما را با حفظ ساختار علمی و روان، کمی اصلاح و مستندتر کنیم و منابع معتبر کتابی را در پایان بیاوریم. متن پیشنهادی به شکل زیر است: --- ۱. ریشه‌های ایرانی واژه «جمهوری» در زبان‌های ایرانی باستان، ریشه‌هایی مشابه «jam-» و «jamag-» وجود دارند که به معنای «جمع شدن»، «گردآمدن» یا «اجتماع» هستند. این ریشه‌ها در اوستایی و فارسی میانه (پهلوی) نیز دیده می‌شوند. در اوستایی، واژه 𐬯𐬀𐬨𐬀𐬌𐬙𐬀 (zama) به معنای «جمع» یا «اجتماع» آمده است. در فارسی میانه، واژه‌هایی مانند 𐭯𐭠𐭥𐭩𐭩 (jamīg) نیز به معنای «جمع» یا «مجموعه» مشاهده می‌شوند. این نمونه‌ها نشان‌دهنده اهمیت مفهوم جمع و اجتماع در فرهنگ و زبان‌های ایرانی باستان هستند و پایه‌ای برای توسعه معنایی واژه‌هایی مانند «جمهور» و «جمهوری» فراهم می‌کنند. --- ۲. تحول معنایی در زبان‌های میانه و نو در فارسی میانه، ریشه‌های «jam-» وارد ترکیب‌هایی شدند که بار اجتماعی و جمعی داشتند. با ورود اسلام و تأثیر زبان عربی، واژه «جمهور» به معنای «مردم» وارد زبان فارسی شد. در فارسی نو، این واژه با افزودن پسوند «-ی» به «جمهوری» تبدیل شد، که معنای «حکومت مردم» یا «حکومت بر پایه اراده مردم» را می‌دهد. این تحول نشان‌دهنده ترکیب ریشه‌های ایرانی با تأثیرات زبانی و فرهنگی خارجی است و مسیر تکامل واژه از مفهوم «جمع» به مفهوم سیاسی «حکومت مردم» را روشن می‌کند. --- ۳. منابع معتبر برای بررسی واژه «جمهوری» ۱. محمدحسن‌دوست، فرهنگ ریشه‌شناسی فارسی، تهران: انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، پنج جلد. ۲. پاول هورن و هاینریش هوبشمان، فرهنگ ریشه‌شناسی فارسی، ترجمه جلال خالقی مطلق، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. ۳. علی نورایی، فرهنگ ریشه‌شناسی واژگان فارسی، تهران: انتشارات سمت. ۴. برنارد کامپ، Persian Language: A Historical Perspective، لندن: Routledge, 2010. ۵. دیوید نورتون، A Concise Encyclopedia of the Iranian Languages، نیویورک: Routledge, 2009. ---

زبان دیگر

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • نیاهندوایرانی

آوایش

[ویرایش]
  • /جَم/هوری/

اسم مرکب

[ویرایش]

جم‌هوری

  1. مفهوم باستانی آن جم هوری‌ ، اجتماع جماعت هوری نژادی زیبا و شهره در دوران عتیق. چهار قوم ایرانی هزاره سوم پیش از میلاد تحت عناوین هوریان، لولوبیان، عیلامیان و کوتیان در تاریخ باستان مطرح هستند.

––––

برگردان‌ها

[ویرایش]
ترجمه‌ها

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
  • فرهنگ بزرگ سخن