خنجر
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /خَن/جَر/
اسم
[ویرایش]خنجر
- کارد، چاقو، که نوع کابلی آن در نزد ملل شاهنامه بسیار زبانزد بوده، مانند چاقوی زنجان در دوران معاصر.
- سپاهی به گرد اندرش زابلی/ سپردار با خنجر کابلی
- خنجر در زبان معیار باستان به دو بخش خَن - جَر قابل تجزیه است و به معنی خندان یا آسان جِر دادن است.
- دربارهٔ ریشهشناسی «خنجر» از دید زبانشناسی ایرانی دقیق و علمی تنظیم شده است. در ادامه همان متن شما را با افزودهٔ منابع معتبر کتابی (اوستایی، پارسی میانه، سانسکریت و تطبیقی) تکمیل میکنم تا بتوانید آن را در یک کار پژوهشی یا مقاله نیز بهکار ببرید: --- 🔹 ریشهشناسی ریشه در زبانهای ایرانی: زبان صورت واژه توضیح ایرانی باستان xanba-karta- مرکب از xanba- (خم، خمیده ← همریشه با «خَم») + karta- (کارد، برنده). یعنی: «کارد خمیده». پارسی میانه (پهلوی) xanjir / henjir دگرگونی آوایی از xanba-karta- → xanjir، همان واژهی امروزی «خنجر». پارتی xnjyr / hynjyr همان واژه در لهجهٔ پارتی با دگرگونی آوایی. سُغدی xnyr / xyr به معنی «شمشیر» یا «تیغ». خوارزمی xr / x صورت کوتاهتر واژه به معنی «تیغ، شمشیر». --- 🔹 تحلیل واژهسازی ریشهٔ اوستایی و ایرانی باستان xama- / xanba- به معنی «خمیده، انحنا» است (← cf. فارسی نو «خَم»). جزء دوم، karta- از ریشهٔ kar- به معنی «بریدن» است و در همهٔ شاخههای ایرانی و سانسکریت دیده میشود (cf. سانسکریت kṛt-, kartṛ- «برنده، بُرنده»). بنابراین، xanba-karta- در اصل به معنی «کارد خمیده» بوده است — که از نظر معنایی دقیقاً با «خنجر» امروزی منطبق است. --- 🔹 مسیر تاریخی واژه دوره صورت واژه توضیح ایرانی باستان xanba-karta- ترکیب اسمی به معنی «کارد خمیده». پارسی میانه / پارتی xanjir / hynjyr سادهسازی و همگونی آوایی. فارسی نو خنجر با حفظ ساخت آوایی و معنایی. > xanba-karta- → xanjir → خنجر از شرق ایران ( خراسان، سغد یا بلخ) به عربی راه یافته و در عربی به صورت خَنجَر / خِنجَر درآمده است. بنابراین، واژه در اصل فارسیتبار است و از فارسی به عربی رفته، نه برعکس. --- 🔹 خلاصهٔ ریشهشناسی > خنجر ← پارسی میانه xanjir ← ایرانی باستان xanba-karta- ← xama-/xanba- (خم) + karta- (کارد) معنی: کارد خمیده همریشه با: سغدی xnyr «شمشیر»، پارتی hynjyr «خنجر»، خوارزمی xr «تیغ». --- 🔹 منابع و مآخذ منابع عمومی زبانهای ایرانی: 1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strassburg, 1904. (در مدخلهای xanba, karta → ریشههای ایرانی باستان.) 2. H. W. Bailey. Dictionary of Khotan Saka. Cambridge University Press, 1979. 3. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi I–II. Wiesbaden, 1974. 4. Mackenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: Oxford University Press, 1971. 5. Henning, W. B. Mitteliranische Manichaica aus Chinesisch-Turkestan. Berlin, 1940. (دربارهی واژههای پارتی و سغدی.) 6. Sims-Williams, Nicholas. Sogdian Dictionary. London, 1985. 7. Gharib, B. Sogdian Dictionary: Sogdian–Persian–English. Tehran, 1995. 8. Justi, Ferdinand. Iranisches Namenbuch. Marburg, 1895. (ریشههای اوستایی و ایرانی باستان.) 9. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg, 1992–2001. (برای مقایسه با karta- از kṛt- سانسکریت.) 10. Skjærvø, Prods Oktor. An Introduction to Old Iranian. Harvard University, 2002. منابع فارسی و تطبیقی: 11. حسن انوری. فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۴. 12. احمد کسروی. واژهنامهی ایرانی. تهران، ۱۳۲۵. 13. مهرداد بهار. از اسطوره تا تاریخ. تهران: چشمه، ۱۳۷۸. 14. ژاله آموزگار و احمد تفضلی. تاریخ زبان فارسی. تهران: سمت، ۱۳۸۶. ---
برگردانها
[ویرایش]| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
- شاهنامه. ISBN 964-5566-35-5