سام

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. سبیکة زر و سیم.

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. خیزران (واحد آن سامه)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. بیما

ریشه[ویرایش]

  1. ورم.

صفت[ویرایش]

  1. زهردار، ذوسم.
  2. سام ابر

اسم خاص[ویرایش]

سام

  1. پدر زال و جد رستم در شاهنامه فردوسی.
  2. ممکن است این اصطلاح واقعا از اسماء مردانه بوده و علاوه بر مردان متعدد ملقب به سام، دو شخصییت بیش از دیگران مورد توجه بوده نخست سام پسر نوح(ع) که بدوران خیلی قدیم مربوط است.
  3. دومین شخصییت منسوب به سام، پهلوانی است که ظاهرا در سده های هفتم یا ششم پ.م. می زیسته و دومین پیشوای قوم زابلی در شاهنامه است. این را هم باید افزود که واژه سام با واژه آرشام اصطلاح واحدی هستند و کلمه الحاقی «آر» در بسیاری از اصطلاحات مانند آریا، آریامن، آرشام، آرمائیت، آرمان، آرمانگو و بسیاری دیگر دیده می‌شود.

آرشام ( آرشامه )

  1. در کتیبه داریوش‌یکم در کوه بیستون ساتراپ یکی از کشورهاست. داریوش‌یکم، آرشامه و آریارمنه را از اسلاف خویش و از پادشاهان پارس بر می‌شمارد.
  2. ممکن است کشور پارس، استان کنونی فارس نباشد بلکه منظور رئیسان قبایل پارسی مهاجر باشند که هنوز به سرزمین پارس نرسیده بودند.
  3. استنباط صحیح از واژه سام وجود ندارد، سرسام و بادسام هم ممکن است ربطی با سام نداشته باشند. فقط با لفظ شام شاید اندکی مرتبط باشد.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی

منابع[ویرایش]

جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ سام دارد