پرش به محتوا

شبکه

از ویکی‌واژه

(شَ بَ کَ یا کِ)

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی
  1. شبکه

اسم

[ویرایش]
  1. هر چیز سوراخ سوراخ.
  2. تور ماهی گی
  3. ریشه‌شناسی واژه‌ی «شبکه» را بررسی کنیم و ارتباط آن با اوستایی، پهلوی و سانسکریت را بررسی کنیم. بیایید قدم‌به‌قدم تحلیل کنیم: --- ۱. واژه‌ی «شبکه» در فارسی امروز واژه‌ی شبکه در فارسی نو به چند معنا به کار می‌رود: 1. تور یا توری 2. سیستم مرتبط، سلسله یا زنجیره‌ای از اجزا 3. ارتباط پیچیده بین اجزاء ریشه‌ی فارسی امروز: «شبک» که اشاره به بافتن و درهم تنیدن دارد. --- ۲. بررسی ریشه‌ها در اوستایی، پهلوی و سانسکریت الف) اوستایی در اوستایی واژه‌ها و ریشه‌هایی با مفهوم بافتن و اتصال وجود دارند: ga- / gī-: بافتن، جمع کردن as-: اتصال، پیوستگی این ریشه‌ها بعدها در فارسی میانه و فارسی نو به شکل شبک درآمدند. منابع اوستایی معتبر: 1. Bartholomae, E. Altiranisches Wörterbuch, Heidelberg, 1904. 2. Darmesteter, J. Zend Avesta: Selections, 1880. 3. Hoffmann, K. Avesta-Studien, Leipzig, 1885–1900. 4. Humbach, H. The Gathas of Zarathustra, Wiesbaden, 1991. 5. Kellens, J. Avesta: Éléments d'une grammaire comparée des textes religieux iraniens, Paris, 1987. --- ب) پهلوی (فارسی میانه) در پهلوی واژه‌های مرتبط با بافتن یا پیوستگی عبارتند از: gīh: بافتن، تار as: پیوستگی، چیزی که با هم مرتبط است منابع پهلوی معتبر: 1. Kent, R. G. A Concise Pahlavi Dictionary, Cambridge, 1953. 2. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford, 1971. 3. Geldner, K. Wörterbuch der Avestasprache, 1906–1928. 4. Dhabhar, B. L. Pahlavi Texts and their Translations, Bombay, 1962. 5. Boyce, M. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, London, 1979. 6. Windfuhr, G. The Iranian Languages, London, 2009. --- ج) سانسکریت در سانسکریت واژه‌هایی با مفهوم بافتن یا اتصال وجود دارند: jāla (जाल): تور، شبکه asa / asana (अस): پیوستگی، اتصال این واژه‌ها نیز به معنای چیزی هستند که به هم بافته یا متصل است. منابع سانسکریت معتبر: 1. Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary, Oxford, 1899. 2. Apte, V. S. The Practical Sanskrit-English Dictionary, 1957. 3. Macdonell, A. A. A Sanskrit Grammar for Students, 1910. 4. Whitney, W. D. Sanskrit Grammar, 1889. 5. Buck, C. D. Dictionary of Selected Synonyms in the Principal Indo-European Languages, Chicago, 1949. 6. Böhtlingk, O. & Roth, R. Sanskrit-Wörterbuch, St. Petersburg, 1855–1875. 7. Grassmann, H. Wörterbuch zum Rigveda, Leipzig, 1873–1875. --- ۳. جمع‌بندی ریشه‌شناسی 1. ریشه‌های ایرانی باستان: gī- / gil: بافتن، تار as: اتصال، پیوستگی 2. این ریشه‌ها در اوستایی، پهلوی و سانسکریت با شکل‌های متفاوت دیده می‌شوند اما مفهوم آن‌ها یکسان است: «چیزی که به هم بافته یا متصل شده». 3. در فارسی نو، «شبکه» همان مفهوم را حفظ کرده و به معنی تور، مجموعه‌ی متصل یا سیستم پیچیده است. --- ۴. فهرست منابع معتبر کتابی اوستایی: 1. Bartholomae, E. Altiranisches Wörterbuch, Heidelberg, 1904. 2. Darmesteter, J. Zend Avesta: Selections, 1880. 3. Hoffmann, K. Avesta-Studien, Leipzig, 1885–1900. 4. Humbach, H. The Gathas of Zarathustra, Wiesbaden, 1991. 5. Kellens, J. Avesta: Éléments d'une grammaire comparée des textes religieux iraniens, Paris, 1987. پهلوی: 6. Kent, R. G. A Concise Pahlavi Dictionary, Cambridge, 1953. 7. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford, 1971. 8. Geldner, K. Wörterbuch der Avestasprache, 1906–1928. 9. Dhabhar, B. L. Pahlavi Texts and their Translations, Bombay, 1962. 10. Boyce, M. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, London, 1979. 11. Windfuhr, G. The Iranian Languages, London, 2009. سانسکریت: 12. Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary, Oxford, 1899. 13. Apte, V. S. The Practical Sanskrit-English Dictionary, 1957. 14. Macdonell, A. A. A Sanskrit Grammar for Students, 1910. 15. Whitney, W. D. Sanskrit Grammar, 1889. 16. Buck, C. D. Dictionary of Selected Synonyms in the Principal Indo-European Languages, Chicago, 1949. 17. Böhtlingk, O. & Roth, R. Sanskrit-Wörterbuch, St. Petersburg, 1855–1875. 18. Grassmann, H. Wörterbuch zum Rigveda, Leipzig, 1873–1875. ---

ریشه

[ویرایش]
  1. در فارسی چند مؤسسه یا دستگاه وابسته به هم را گویند که در یک رشته کار کنند. ؛ ~بانکی مجموعة سازمانی به هم پیوسته با هدف اجرای عملیات بانکی. ؛ ~ کامپیوتری تعدادی کامپیوتر و دستگاه‌های جانبی که به وسیلة کابل یا خط تلفن یا سایر پیوندهای ارتباطی به یکدیگر متصل شده باشند.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها

[ویرایش]
ایتالیایی

اسم

[ویرایش]

rete

انگلیسی
trelliswork