پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
صفحهٔ اصلی
سرواژهٔ تصادفی
همکاری
قهوهخانه
تغییرات اخیر
ورودی کاربران
واژه درخواستی
تماس با ویکیواژه
راهنما
جستجو
جستجو
ظاهر
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
ابزارهای شخصی
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
فهرست
انتقال به نوار کناری
نهفتن
بخش آغازین
1
فارسی
تغییر وضعیت زیربخشهای فارسی
1.1
ریشه لغت
1.2
آوایش
1.3
صفت
1.4
واژههای مشتق شده
1.4.1
منابع
تغییر وضعیت فهرست محتویات
شیخ
۶ زبان
English
Kurdî
Malagasy
پنجابی
Русский
Türkçe
سرواژه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
کنشها
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
پیوند پایدار
اطلاعات صفحه
یادکرد این صفحه
دریافت نشانی کوتاهشده
استفاده از تجزیهگر قدیمی
چاپ/برونبری
ایجاد کتاب
بارگیری بهصورت PDF
نسخهٔ قابل چاپ
در پروژههای دیگر
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
از ویکیواژه
فارسی
[
ویرایش
]
ریشه لغت
[
ویرایش
]
گیرششده از
بهاری:
شِخ
آوایش
[
ویرایش
]
/شَیخ/
صفت
[
ویرایش
]
در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم
شیعه
، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ
شیوخ
.
مَی خور که شیخ و
حافظ
و
مفتی
و
محتسب
/ چون نیک بنگری جمله تزویر میکنند. «
حافظ
»
در گویش نیشابوری مرد روحانی و عالم دینی مسلمان.
آخوند
. اطلاق کلی بر پیری که زیاد میداند متدین است و
عمامه
(دستار) بر سر دارد.
واژههای مشتق شده
[
ویرایش
]
شیخی
،
شیخیه
،
شیخوخت
،
شیخوخیت
ترجمه
ایتالیایی:
sceicco
انگلیسی:
patriarch
hierarch
sheikhdom
sheikh
sheikdom
sheik
presbyter
elder
doyen
منابع
[
ویرایش
]
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
ردهها
:
واژههای گیرششده از زبان بهاری
صفت
اسمهای معرب
لهجه نیشابوری
صفتهای عربی
اصطلاحات با پیشوند شیخ
اصطلاحات با پسوند شیخ
جستجو
جستجو
تغییر وضعیت فهرست محتویات
شیخ
۶ زبان
افزودن مبحث