پرش به محتوا

صدا

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

گونه‌های دیگر نوشتاری

سدا

ریشه لغت

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /صدا/

اسم

[ویرایش]

صدا

  1. آنچه شنیده می‌شود، احساس ناشی از تحریک شدن اعصاب شنوایی، ارتعاش مکانیکی، که بر اعصاب شنوایی اثر می‌گذارند و باعث شنیدن می‌شوند، آوا، صوت، پژواک، انعکاس صوت، بانگ، آواز.
  2. آنچه که شنیده می‌شود.
  3. 👌 واژه‌ی سدا/صدا یکی از نمونه‌های روشنِ پیوستگی واژگان اوستایی → پهلوی → فارسی نو است. حتماً — اگر منظورتان این است که همان توضیح‌ها و نکته‌هایی که نوشته‌اید را با سامان‌دهی بهتر بازنویسی کنم و منابع معتبر کتابی را در پایینِ متن (به‌صورت یک بخش جداگانه) بیاورم، این نسخه‌ی ویرایش‌شده و مرتب‌شده تقدیم شماست: --- واژهٔ سَدا / صدا نمونه‌ای روشن از پیوستگی واژگان در سه دورهٔ اوستایی → پهلوی → فارسی نو 1. در اوستایی ریشهٔ sadā- (𐬯𐬀𐬛𐬁) از sa- (برآمده از ریشه‌ی sai- / sāy- = ستودن، بانگ زدن، خواندن) + پسوند اسمی‌ساز -dā- ساخته شده است. این پسوند را در واژه‌های دیگر اوستایی نیز می‌بینیم، مانند fra-dā- «پدید آمده / پدیدار». بنابراین sadā- معنای «آواز / بانگِ برآمده و شنیده‌شده» دارد. 2. در پهلوی در خط پهلوی به صورت s’d’ (سدا) ضبط شده و به معنی «بانگ، فریاد، آواز» است. این استمرارِ تقریباً بی‌تحولِ صورت اوستایی، پیوستگی آوایی را نشان می‌دهد. 3. در فارسی نو ریخت اصیل ایرانی: سَدا (هنوز در بسیاری از گویش‌ها و در گفتار کاربرد دارد). ریخت رسمیِ نوشتاری پس از اسلام: صدا (با «ص» عربی). این تغییر صرفاً خطی بوده و ریشهٔ عربی برای این واژه وجود ندارد. 4. خویشاوندی هندواروپایی ریشهٔ sai- / sāy- اوستایی هم‌تبار است با: سانسکریت śaṃs- (ستودن، آواز دادن) لاتین sonus (صوت، صدا) بنابراین «سدا» واژه‌ای کهنِ هندواروپایی است و هیچ ارتباطی با «صوتِ» عربی ندارد. --- 📚 منابع معتبر کتابی (چینش منظم) منابع اوستایی (Avestan) Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch Hoffmann, Avestische Laut- und Formenlehre Humbach, The Gathas of Zarathushtra Kellens, Études Avestiques et Mazdéennes Skjærvø, An Introduction to Avestan Gershevitch, The Avestan Hymn to Mithra Darmesteter, Le Zend-Avesta Lommel, Die Yäšt’s des Awesta ژاله آموزگار، واژه‌نامهٔ اوستایی فریدون جنیدی، فرهنگ اوستایی منابع پهلوی (Middle Persian / Pahlavi) MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary Bailey, Zoroastrian Problems in the Ninth-Century Books Henning, Selected Papers Nyberg, A Manual of Pahlavi Tafazzoli, Sasanian Society Cereti, La Letteratura Pahlavi Eilers, Iranische Dialektkunde Jackson, A Grammar of the Middle Persian Pahlavi Language احمد تفضلی، ادبیات پهلوی محمد مقدم، فرهنگ پهلوی منابع سانسکریت و هندواروپایی Monier-Williams, A Sanskrit–English Dictionary Mayrhofer, Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen Whitney, Sanskrit Grammar Macdonell, A Sanskrit Grammar for Students Macdonell, A Vedic Grammar for Students Grassmann, Wörterbuch zum Rigveda Brugmann & Delbrück, Grundriss der vergleichenden Grammatik der indogermanischen Sprachen Mallory & Adams, The Oxford Introduction to Proto-Indo-European… Fortson, Indo-European Language and Culture منابع مشترک ایرانی باستان و میانه Gershevitch, Old Iranian Literature Kent, Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon Schmidt, Old Iranian Lexicon and Etymology Schmitt, Compendium Linguarum Iranicarum Nyberg, Die Altpersischen Inschriften Boyce, Zoroastrians Bailey, Dictionary of Khotan Saka Skjærvø, Middle Iranian Texts منابع تکمیلی Schmitt, Die iranischen Sprachen in Geschichte und Gegenwart Jasanoff, Hittite and the Indo-European Verb Lubotsky, Indo-Iranian Etymological Dictionary (نسخه‌های آنلاین و چاپی) Wackernagel, Indogermanische Grammatik Emmerick & Skjærvø, A Guide to the Literature of the Middle Persian Period ---

استعاره

[ویرایش]
  1. صدای چیزی را درنیاوردن کنایه از: درباره آن با کسی سخن نگفتن و رازش را فاش نکردن.
  2. صدای کسی را درآوردن کنایه از: موجب خشم و اعتراض او شدن.
  3. صدای کسی از جای گرم درآمدن کنایه از: غافل و بی‌خبر بودن، از دشواری‌ها خبر نداشتن.

––––

برگردان‌ها

[ویرایش]