ضحاک

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(ضَ حَّ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  • بسیار خنده کننده.
  • ضحّاک، نام پادشاهیست از بقایای دوران مادر شاهی، نژادش تازی (تازنده)[۱]
  1. پدرش مرداس، محتملا مادرش ابلیس بود شاهنامه تلویحا نام او را «بیورآسپ» می‌نامد. اوستا ماردهاک (آژدهاک) و منابع ارمنی و یونانی آستیاگ می نامند[۲].
  2. در فرهنگ عوام، ضحاک به کسی اطلاق می شود که بسیار جنبنده و دائم در تلاش عجولانه باشد. با اینکه می‌توان به عناوین مختلف واژه ضحاک را انشاء نمود اما مفهوم درستی از آن محرز نیست، احتمالا بمعنی روشن پوست است. اسم موًنث زوحا در میان زنان عرب‌ خوزستان مرسوم است و این واژه با واژهٔ ضحاک مشابهت مفهومی دارد. همچنین آیه الشمس و ضُحاها از سوره مبارکه الشمس نیز ممکن است اشتراک مفهومی با واژه مزبور داشته باشد.

پانویس[ویرایش]

  1. ویژگی دوران ضحاک در این بیت خلاصه شده: شده بر بدی دست دیوان دراز ... به نیکی نرفتی سخن جز به راز
  2. تخت‌گاهش یکی از شهرهای بابل، بغداد یا بیت‌المقدس بوده و در کاخ صدستون در داخل قلعهٔ گنگ‌دژ (هودج)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  • شاهنامه