عار
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: آر
آوایش
[ویرایش]- /عار/
اسم
[ویرایش]عار
- آنچه باعث رسوایی یا شرمساری شود، ننگ، عیب، رسوایی.
- پیاده نگردد که عار آیدش/ ز شاهی تن خویش خوار آیدش «فردوسی»
- حیا، خجالت، خجالت کشیدن همراه با شرمساری در گویش بهاری.
- عار ناموس.
- حیا و ناموس.
- عار ناموس.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن