پرش به محتوا

قر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

اسم

[ویرایش]

(قِ)

  1. ادا و اطوار، پیچ و تابی که به بدن می‌دهند:
    قر تو کمرم فراوونه، نمی‌دونم کجا بریزم!

صفت

[ویرایش]

(قُ)

  1. مبتلا به ورم بیضه:[۱]
    سر دستمال را به کمربندش می‌بست و پولها را میان پاهایش آویزان می‌کرد. آن‌وقت درحالی‌که میان پاهایش مثل آدم‌های قر بالا آمده بود، توی بازارچه راه می‌افتاد.[۲]

صفت

[ویرایش]

(قُ)

  1. فرو رفته:
    لعنتی! گلگیر ماشینمو قر کردی!

منابع

[ویرایش]
  1. نجفی، ابوالحسن. فرهنگ فارسی عامیانه. نیلوفر، ۱۳۸۷. ۱۰۸۲.
  2. میرصادقی، جمال. درازنای شب. زمان، ۱۳۴۹. ۲۳.