پرش به محتوا

کال

از ویکی‌واژه
(تغییرمسیر از كال)

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: کاٰل

آوایش

[ویرایش]
  • /کال/

اسم

[ویرایش]

کال

  1. میوه نارسیده، خام.
  2. جا، مقام. جایگاه.
  3. گودال بزرگ، زمین شکافته.
  4. (ایرانی باستان): کدور، رنگ قهوه‌ای، بور.

صفت

[ویرایش]
  1. کج، خمیده.
  2. ژولیده، درهم.
  3. کال: در گویش گنابادی یعنی رودخانه ، آبراه ، دَرّه
  4. کال: در زبان های آریایی به چم (معنی) خشک و بدون آب است و در میانکاله (میان خشکی= جزیره) / کیله (در زبان مازندرانی به چم ابراهه ایی که برای آب می‌سازند) / کِرک کِلی (خانه مرغ که اشاره بجای خشک برای مرغ دارد) دیده می‌شود. و با گال به چم حفره و سوراخ که بعدها به چال دگریخته شد همریشه میباشد.

اسم

[ویرایش]
  1. پشتو: در زبان پشتو به معنی سال.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین