کال
ظاهر
(تغییرمسیر از كال)
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: کاٰل
آوایش
[ویرایش]- /کال/
اسم
[ویرایش]کال
- میوه نارسیده، خام.
- جا، مقام. جایگاه.
- گودال بزرگ، زمین شکافته.
- (ایرانی باستان): کدور، رنگ قهوهای، بور.
صفت
[ویرایش]- کج، خمیده.
- ژولیده، درهم.
- کال: در گویش گنابادی یعنی رودخانه ، آبراه ، دَرّه
- کال: در زبان های آریایی به چم (معنی) خشک و بدون آب است و در میانکاله (میان خشکی= جزیره) / کیله (در زبان مازندرانی به چم ابراهه ایی که برای آب میسازند) / کِرک کِلی (خانه مرغ که اشاره بجای خشک برای مرغ دارد) دیده میشود. و با گال به چم حفره و سوراخ که بعدها به چال دگریخته شد همریشه میباشد.
اسم
[ویرایش]
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین