لنگ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(لَ)

صفت[ویرایش]

  1. انسان یا حیوان که پایش آسیب دیده باشد و نتواند به درستی راه رود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(لُ)

اسم[ویرایش]

  1. پارچه‌ای که در گرمابه به کمر بندند.
  2. در گویش گنابادی به معنای حوله حمام ، آب چین

لقب[ویرایش]

  1. بدلیل نقل و انتقالات فراوان بازیکنان تیم شاهین که یک سال به پرسپولیس رفتند و سال بعدش به پیکان، به پرسپولیس لنگ و به هوادارانش لنگی میگویند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(لِ)

(عا.)

  1. هنگام، وقت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. پا.
  2. لنگه، لنگه بار. ؛~ ِ کسی در هوا بودن کنایه از: وضع مبهم و نابسامان داشتن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. لنگه: آلت تناسل مرد، شرم مرد، نره.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. لُ

اسم[ویرایش]

ازار، جامه‌ی حمام که بر کمر بندند

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی: Lame
ایتالیایی

صفت[ویرایش]

zoppo

انگلیسی
wobbler