مرد

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(مَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. از فارسی میانه mard از فارسی باستان Martya

اسم[ویرایش]

  1. انسان مذکر بالغ، مقابل زن.

جمع[ویرایش]

  1. مردان.
  2. کنایه از: شجاع، دلیر، بخشنده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مَ رَ دّ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

ریشه ی واژه ی مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد. مرگ نیز با مرد هم ریشه است.واژه مرد از نام قوم آمارد که از اجداد گیلکها میباشند، گرفته شده است. آمارد یا آمرد بمعنای مرگ ناپذیر می باشد که پیشوند آ بمعنای ضد است. مرد و مرگ و همچنین نام شهرهای آمل و آموی از نام این قوم گرفته شده و ساکنان این دو شهر و بسیاری شهرهای دیگر از این قوم میباشند.

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. بازگردانیدن.

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. رد، بازگشت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مُ) (اِم

  1. مردن، مرگ.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. مرد

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

maschio

اسم[ویرایش]

uomo

انگلیسی
manlike