مسئول
ظاهر
معنی کسی که عهدهی کاری را دارد
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /مس/ئوول/
اسم مفرد
[ویرایش]مسئول
- خواسته شده، پرسیده شده.
- مسئول ممکن است به دو قسمت مَس - ئول قابل بخش باشد، و مراد از آن در زبان معیار باستان، مست شو است.
هم قافیهها
[ویرایش]––––
برگردانها
[ویرایش]| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین