پرش به محتوا

نیرم

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • پهلوی
جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ نیرم دارد

آوایش

[ویرایش]
  • /نِی/ رَم/

اسم خاص

[ویرایش]

نیرم

  1. یا نریمان بزرگ قبایل زابلی در شاهنامه، ولی شاهنامه نیرم را مانند نریمان توصیف نمی‌کند بلکه نیرم همیشه منشأ نژادی معرفی می‌شود که وجود خارجی ندارد.
    به گیتی چنان دان که رستم منم ..... فروزندهٔ تخم نیرم منم
  2. نیرم ممکن است از دو بخش نی - رم شکل گرفته باشد و بخش دوم آن علامت زنانه است بدین منوال احتمال اینکه نیرم نیای مادری زابلیان باشد محتمل است.

واژه‌های مشتق‌شده

[ویرایش]


منابع

[ویرایش]