پرش به محتوا

پدر

از ویکی‌واژه

پدر کلمه فارسی برای والد مذکر که از دو کلمه پشت و در تشکیل شده پشت به معنای ریشه,بن و استحکام

در به معنای قرارداد درون هر چیز بودن

که به مرور زمان مختصر شده به پدر که این کلمه به واسطه ریشه های مشترک زبان های هندواروپایی به اشکال مختلف در زبان های دیگر موجود است مثل فادر در انگلیسی فاتر در آلمانی پرر در فرانسوی و پتآ در زبان هندی

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

بابا حسن کجایی

اسم

[ویرایش]

اسم

  1. مردی که از او فرزند یا فرزندانی بوجود آمده باشد. بابا، آتا.
  2. مجازاً بنیانگذار، پدید آورنده چیزی تازه، مثل پدر شعر نو.
  3. عنوان احترام آمیز و مهرآمیز برای مردان سالخورد.

استعاره

[ویرایش]
  1. پدر صلواتی نوعی تحسین و تمجید که غالباً برای طعنه زدن به کار برند.
  2. پدر سوختگی موذی گری، زیرکی و پنهان کاری توأم با بدجنسی.
  3. پدر کشتگی داشتن: کنایه از: دشمنی دیرینه و سخت داشتن.
  4. پدر سگ:دشنامی است برای کسان که پدرش را تا حد سگ پایین می‌آورند و حقیر نشان می‌دهند.

––––

برگردان‌ها

[ویرایش]
ترجمه‌ها

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن
  • فرهنگ لغت معین