کی

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

گونه‌های دیگر نوشتاری[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • پیش هند و ایرانی

آوایش[ویرایش]

  • [کَی]

Nuvola apps bookcase2.png اسم[ویرایش]

کَی

  1. شاه، پادشاه، عنوانی برای نسل پادشاهان ایرانی در شاهنامه و هریک از پادشاهان سلسله کیان.
    کی اژدها کُش بیامد چو باد .... کلاه کئی بسر بر نهاد
  2. چه‌وقت؟ چه‌زمان؟
  3. چگونه؟ چطور؟
  4. هنگامی گفته می‌شود که به‌خواهند چیزی را انکار کنند.

Nuvola apps bookcase2.png صفت[ویرایش]

  1. پاک، خالص.

Nuvola apps bookcase2.png ضمیر[ویرایش]

  1. چه‌کسی، که.

Nuvola apps bookcase2.png قید[ویرایش]

  1. (ادات استفهام، ضمیر استفهامی): که ¿ چه کس ¿
  2. (پس): گاه به کلمه‌ای ملحق شود و قید سازد: پس پسکی.
  3. گاه به اسم ملحق گردد و صفت سازد. (به معنی دارنده و صاحب): آبکی.
  4. (استفهام زمان): چه وقت ¿ چه زمان ¿: کی آمد، کی رفت.
  5. چگونه، چطور.

ریشه شناسی۲[ویرایش]

کِی

  1. چه‌کسی؟

––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]