گل

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
گل نیلوفر

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • نیاهندوایرانی
جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ گل دارد

آوایش[ویرایش]

  • /گُل/

ایرانی:

Nuvola apps bookcase2.png اسم[ویرایش]

گل

  1. (عامیانه): مطلق گل سرخ، به طور عام هر گیاه علفی گل دار؛ غنچه وا شده، غنچه شکفته.
  2. عضو تولید مثلی و تکثیر گیاهان که از برگ‌های تغییر شکل یافته به وجود آمده‌
  3. (قدیم): برکه، برکه آب، سد مصنوعی که برای ذخیره آب ساخته می‌شد.
  4. (ورزشی): دروازه، در بازی‌هایی مانند فوتبال، جایی که باید توپ داخل آن شود تا امتیاز به دست بیاید.
  5. (ورزشی): امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل تعلق گیرد.
  6. اخگر، شعله.
  7. خوب، دوست داشتنی.
  8. محبوب، معشوق.
  9. گَلْ: در گویش گنابادی یعنی ورز دادن گِلْ با پا، چرخاندن، دور دادن.
  10. گَلَ: در گویش گنابادی یعنی دهان.

ریشه شناسی۲[ویرایش]

Nuvola apps bookcase2.png اسم[ویرایش]

گِل

  1. خاک آمیخته با آب، که در گذشته با آن خشت و ساختمان ساخته می‌شد.
  2. از فارسی میانه گل یا گیل، از فارسی باستان wurdi به معنی گل رز (مقایسه شود با اوستایی varǝδa سغدی ward ئ پارتی wâr). از نیا هند و اروپایی wr̥dʰo-.

مازندرانی[ویرایش]

Nuvola apps bookcase2.png قید[ویرایش]

  1. هر چیز زیبا و محبوب.
  2. نوایی است از موسیقی قدیم.
  3. قسمت مرکزی هندوانه که خوش خوراک‌تر است.
  4. چهره سرخ و خوش آب و رنگ.
  5. اشکال هندسی شش گوشه و هشت گوشه و ده گوشه و دوازده گوشه و غیره که در خاتم سازی به کار می‌رود.

Ambox notice.pngمثال[ویرایش]

  1. از گُل کسی شکفتن: چهره کسی از شادی درخشیدن.
  2. گُل سرسبد کنایه از: نمونه اعلاء، نمونه بهترین.
  3. گُل کاشتن کنایه از: هنرنمایی کردن، کار نظرگیری انجام دادن.
  4. در جایی را گِل گرفتن کنایه از: جایی را یک باره تعطیل کردن.

––––

برگردان‌ها[ویرایش]