even

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

انگلیسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

even (نسبی more even, عالی most even)

  1. صاف و هموار.
    Clear out those rocks. The surface must be even.
  2. بدون نوسان بزرگ.
    Despite her fear, she spoke in an even voice.
  3. برابری در تناسب، کمیت، اندازه و غیره.
    The distribution of food must be even.
  4. (ریاضیات, مقایسه‌ای نیست) باقی‌مانده صفر شود وقتی عددی بر ۲ تقسیم شود.
    Four, fourteen and forty are even numbers.

برگردان‌ها[ویرایش]

قید[ویرایش]

even (نسبی نیست)

  1. تاکید بیشتر در هنگام مقایسه
    I was strong before; but now I am even stronger.

برگردان‌ها[ویرایش]