klein
ظاهر
آلمانی
[ویرایش]آوایش
[ویرایش]- آیپا: klaɪ̯n
خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.آلمان (پرونده)
خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.برلین (پرونده)
خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.وین (پرونده)
خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.برلین (پرونده)
خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.آلمان (پرونده)
صفت
[ویرایش]klein (برتر kleiner، برترین am kleinsten)
- کوچک
- Detlef hat seiner Frau eine kleine süße Katze geschenkt.
- دتلف برای زنش یک گربه کوچک و ملوس هدیه داد.
- Detlef hat seiner Frau eine kleine süße Katze geschenkt.