süß

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آلمانی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

صفت[ویرایش]

süß (برتر süßer، برترین am süßesten)

  1. شیرین
    ‎Dieser Tee ist sehr süß, weil ich drei Löffel Zucker hineingetan habe.‎
    این چای خیلی شیرین است چون سه قاشق شکر اضافه کردم.
  2. ملوس
    ‎Detlef hat seiner Frau eine kleine süße Katze geschenkt.‎
    دتلف برای زنش یک گربه کوچک و ملوس هدیه داد.