باد

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

پسوند[ویرایش]

  1. در ترکیب با کلمة دیگر معنای دارندگی می‌دهد، آذرباد، گلباد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. وزشی که در اثر جابجا شدن هوای گرم و سرد بوجود می‌آید.
  2. یکی از چهار عنصر (آب، باد، خاک و آتش)
  1. نزد قدما.
  2. غرور، خودبینی.
  3. هدر، بیهوده.
  4. ورم، پف کردگی.
  5. هیچ، پوچ.
  6. آه و ناله. ؛ ~به آستین کسی کردن کنایه از: کسی را تحریک کردن، کسی را تشجیع کردن. ؛~به پیمانه پیمودن کنایه از: کار بیهوده انجام دادن. ؛ ~خوردن و کف ریدن کنایه از: گرسنگی کشیدن، هیچ نخوردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. باد
  2. جابجایی هوا
  3. غرور. خودبزرگ‌بینی. تکبر

ریشه‌شناسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]


جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ باد دارد
ایتالیایی

اسم[ویرایش]

vento

انگلیسی
windiness