air

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو
همچنین ببینید -air

محتویات

[ویرایش] انگلیسی

جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ هوا دارد

[ویرایش] ریشه‌شناسی

از واژه‌های air، eir («گاز، جو») در انگلیسی میانه، از aire و eir در فرانسوی باستان از āēr در لاتین از ἀήρ («باد، جو») در یونانی باستان

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

air (شمردنی و ناشمردنی؛ جمع airs)

  1. (ناشمردنی، تاریخی، کیمیاگری، ستاره‌بینی، علمی) هوایی که جانوران بر روی زمین تنفس می‌کنند، در گذشته این تصور بود که این ماده یک تک عنصر است و نه مخلوطی از دیگر گازها، یکی از چهار عنصر پایه‌ای در فلسفهٔ باستان (غرب) و یکی از پنج عنصر سازندهٔ پایه‌ای در سنت‌های شرق.
  2. (ناشمردنی، فیزیک، هواشناسی) هواکرهٔ زمین، جو زمین.
    "air is the one thing you can't go five minutes without.
    هوا ماده‌ای است که پنج دقیقه بدون آن نمی‌توان به زندگی ادامه داد.
  3. (معمولا همراه حرف تعریف the) فضای باز بیرون که سقف بالای آن نباشد، هوای بیرون
    The flock of birds took to the air.
    There was a tension in the air which made me suspect an approaching storm.
  4. احساس، حس
    ...to give it an air of artistry and sophistication.
    ... دادن حس هنری و فریبنده
  5. (منسوخ) وقار، لطف
    • 1815, Jane Austen, Emma, Volume I, Chapter 4:
      "He is very plain, undoubtedly--remarkably plain:--but that is nothing compared with his entire want of gentility. I had no right to expect much, and I did not expect much; but I had no idea that he could be so very clownish, so totally without air. I had imagined him, I confess, a degree or two nearer gentility."
  6. (شمردنی، معمولا به صورت جمع) فخرفروشی، تظاهر، ادعا
    • ...putting on airs...
  7. (موسیقی) یک آهنگ، بویژه تک‌خوانی، یک قطعهٔ آوازی در اپرا
    • 1813, Jane Austen, Pride and Prejudice, Chapter 18:
      "If I," said Mr. Collins, "were so fortunate as to be able to sing, I should have great pleasure, I am sure, in obliging the company with an air; for I consider music as a very innocent diversion, and perfectly compatible with the profession of a clergyman..."
  8. (غیررسمی) هیچی، هیچ
  9. (ناشمردنی) تهویه هوا، سامانهٔ هوای مطبوع
    Could you turn on the air?
    می تونی تهویه هوا را روشن کنی
  10. (بدون کاربرد، شیمی) هر نوع گازی را air می‌گویند.
  11. (اسکی) پرشی که در اسکی روی برف انجام می‌شود و بخش زیادی از مسیر با پرش روی هوا طی می‌شود.

[ویرایش] هم‌معنی

[ویرایش] عبارت‌های گرفته شده

به صفحاتی که با air شروع می‌شوند، نگاه کنید.

[ویرایش] عبارت‌های مرتبط

[ویرایش] برگردان در دیگر زبان‌ها




[ویرایش] فعل

to air (سوم شخص مفرد حال ساده airs، صفت فاعلی airing، گذشته ساده و اسم مفعولی aired)

  1. هوا دادن یا هوا خوردن، باد خوردن، قرار دادن چیزی در برابر هوا برای تازه شدن یا خشک شدن.
  2. عوض کردن یا عوض شدن هوای اتاق یا ساختمان، تهویه کردن
    let's open the windows and air it.
    پنجره را باز کنیم هوا عوض شود
  3. دیدگاه‌های گوناگون دربارهٔ یک موضوع را مورد بحث قرار دادن.
    • 1917, National Geographic, v.31, March 1917:
      Thus, in spite of all opposition, the rural and urban assemblies retained the germ of local government, and in spite of the dual control, as the result of which much of their influence was nullified, they did have a certain value in airing abuses and suggesting improvements.
  4. پخش کردن، روی آنتن بردن در نمایش‌های تلویزیونی

[ویرایش] برگردان در دیگر زبان‌ها





[ویرایش] آمار

  • واژه‌های انگلیسی که تا پیش از ۱۹۲۳ بسیار کاربرد داشته‌اند:
looking، John، hour، air، reason، feel، behind

[ویرایش] هم‌خانواده

[ویرایش] زبان کورنی

[ویرایش] دیگر شکل‌ها

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

air مذکر

  1. هم معنی air در انگلیسی

[ویرایش] هلندی

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

air مذکر

  1. هم معنی air در انگلیسی (وانمود، تظاهر، ادعا)

[ویرایش] فرانسوی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

از واژهٔ لاتین āēr

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

air مذکر (جمع airs)

  1. هم معنی air در انگلیسی (گازهای جو)
  2. قطعه تک آوازی
  3. نمود، ظاهر
  4. هم معنی air در انگلیسی (وانمود، تظاهر، ادعا)

[ویرایش] عبارت‌های مرتبط

  • avoir l'air (به نظر رسیدن یا حالت فرد)

[ویرایش] هم‌خانواده

[ویرایش] گوتیک

[ویرایش] لاتین شده

air

  1. لاتین شدهٔ 𐌰𐌹𐍂

[ویرایش] اندونزیایی

[ویرایش] اسم

air

  1. آب

[ویرایش] مالایی

air در زبان مالایی به معنی آب

[ویرایش] اسم

air

  1. آب

[ویرایش] گالیک اسکاتلند

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] فزون‌واژه

  1. بر، بر روی
    air bàrr a' bhalla - بر روی دیوار
  2. درباره ی، از
    iomradh air do ghliocas - گزارشی دربارهٔ فرزانگی
  3. برای، با توجه به
    air an aobhar sin - به آن دلیل
  4. بر پایه
    air ainm - بر پایهٔ اسم

[ویرایش] نکته‌های کاربرد

  • واژهٔ air با ضمیرهای شخصی ترکیب می‌شود و ضمیرهای فزون‌واژه‌ای را می‌سازد، بخش عبارت‌های گرفته شده را نگاه کنید. بویژه در سوم شخص مفرد مذکر، air و ضمیر صرف نشده یک معنی را می‌دهد درنتیجه air = بَر یا بَر او
  • واژهٔ air و واژه‌های برگرفته از آن در بسیاری گفتگوها و اصطلاحات کاربرد دارند:
    De an t-ainm a tha ort? - نامت چیست؟ (ادبی: چه نامی بر تو است؟)
    Tha an t-acras orm. - گرسنه‌ام. (ادبی: گرسنگی بر من چیره شده)

[ویرایش] عبارت‌های گرفته شده

ترکیب ضمیر ضمیر فزون‌واژه‌ای ضمیرهای فزون‌واژه‌ای (emphatic)
mi orm ormsa
tu ort ortsa
e air airsan
i oirre oirrese
sinn oirnn oirnne
sibh oirbh oirbhse
iad orra orrasan

[ویرایش] ضمیر

air

  1. on him = بَر او (مفرد مذکر)
  2. on it = بَر آن

[ویرایش] منبع

  • The Illustrated Gaelic-English Dictionary (Birlinn Limited, 1901-1911, Compiled by Edward Dwelly)
  • A Pronouncing and Etymological Dictionary of the Gaelic Language (John Grant, Edinburgh, 1925, Complied by Malcolm MacLennan)
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر