شاه

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

محتویات

فارسی [ویرایش]

ریشه‌شناسی [ویرایش]

اسم [ویرایش]

  1. سلطان، فرمانروا.
  2. هر چیز مهم و بزرگ. ؛ ~رخ زدن کنایه از: الف - فرصت را غنیمت شمردن. ب - غلبه یافتن. ؛با ~پالوده نخوردن کنایه از: خود را برتر از دیگران پنداشتن.

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم [ویرایش]

  1. شاه

برگردان‌ها [ویرایش]

ایتالیایی

اسم [ویرایش]

re

انگلیسی
sceptered