فارسی

از ویکی‌واژه

پرش به: ناوبری, جستجو

Lang-fa.gif فارسی

Nuvola apps bookcase.png اسم فارسی
Pendiente-traducir.png تلفظ [farsi]
Ico libri.png معنی # پارسی. زبان فارسی، که شامل سه زبان است: پارسی باستان، پارسی میانه (پهلوی و اشکانی)، و پارسی نو (فارسی جدید) (فارسی پس از اسلام)، و چون مطلقاً فارسی گویند، منظور زبان اخیر است.
  1. ابن‌الندیم از عبداللّه بن مقفع حکایت کند که زبان‌های فارسی شش گونه‌است: فهلویه (پهلویدریه (دریفارسیه (زبان مردم فارسخوزیه (زبان مردم خوزستان)، و سریانیه. فهلویه، منسوب است به فهله (پهله)، نامی که بر مجموع شهرهای پنجگانه اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان دهند. دریه، زبان شهرهای مداین است و درباریان پادشاه بدان سخن کنند و غالب آن زبان مردم خراسان و خاور ایران و اهل بلخ است. فارسیه، زبان موبدان و علما و امثال آنان است و آن زبان اهل فارس باشد. خوزیه، زبانی است که پادشاهان و اشراف در خلوت‌خانه‌ها و بازی‌جای‌ها و عیش‌گاه‌ها و با اطرافیان بدان تکلم کنند. سریانی، زبان ویژه اهل دانش و نگارش است.
واژه‌های مرتبط خط فارسی

Nuvola apps bookcase.png اسم (خاص) فارسی
Pendiente-traducir.png تلفظ [farsi]
Ico libri.png معنی نام قسمت اول از سه قسمت گتی (گُتی) که تیره‌ای از شعبه شیبانی ایل عرب فارس است.

Nuvola apps bookcase.png اسم (خاص) فارسی
Pendiente-traducir.png تلفظ [farsi]
Ico libri.png معنی دهی است از دهستان آل حرم بخش کنگان شهرستان بوشهر که در ۱۰۵ هزارگزی جنوب خاوری کنگان و ۵ هزارگزی راه فرعی کنگان به لنگه واقع است. جلگه‌ای گرمسیر، مالاریایی و دارای ۱۰۰تن سکنه می‌باشد. آب آنجا از چاه تامین می‌شود و محصول عمده آن غلات، خرما، تنباکو و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد.

Nuvola apps bookcase.png صفت فارسی
Pendiente-traducir.png تلفظ [farsi]
Ico libri.png معنی # منسوب به فارس که فارسیان و ممالک آنها باشد. معرب پارسی.
  1. ایرانی. فارس. عجم.
  2. زردشتی، مخصوصاً زردشتی مقیم هند. به‌دین.
  3. یکی از مردم فارس. مقابل ترک و عرب.
واژه‌های مرتبط تمر فارسی

Nuvola apps bookcase.png صفت فارسی
Pendiente-traducir.png تلفظ [farsi]
Ico libri.png معنی نوعی برش چوب در نجاری.
واژه‌های مرتبط فارسی بریدن

Nuvola apps bookcase.png صفت فارسی
Pendiente-traducir.png تلفظ [farsi]
Ico libri.png معنی در اصطلاح بنایان، مقسمی