فارسی
از ویکیواژه
فارسی
| [farsi] | |||||||
# پارسی. زبان فارسی، که شامل سه زبان است: پارسی باستان، پارسی میانه (پهلوی و اشکانی)، و پارسی نو (فارسی جدید) (فارسی پس از اسلام)، و چون مطلقاً فارسی گویند، منظور زبان اخیر است.
|
|||||||
| واژههای مرتبط | خط فارسی | ||||||
| [farsi] | |||||||
| نام قسمت اول از سه قسمت گتی (گُتی) که تیرهای از شعبه شیبانی ایل عرب فارس است. | |||||||
| [farsi] | |||||||
| دهی است از دهستان آل حرم بخش کنگان شهرستان بوشهر که در ۱۰۵ هزارگزی جنوب خاوری کنگان و ۵ هزارگزی راه فرعی کنگان به لنگه واقع است. جلگهای گرمسیر، مالاریایی و دارای ۱۰۰تن سکنه میباشد. آب آنجا از چاه تامین میشود و محصول عمده آن غلات، خرما، تنباکو و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. | |||||||
| [farsi] | |||||||
| # منسوب به فارس که فارسیان و ممالک آنها باشد. معرب پارسی. | |||||||
| واژههای مرتبط | تمر فارسی | ||||||
| [farsi] | |||||||
| نوعی برش چوب در نجاری. | |||||||
| واژههای مرتبط | فارسی بریدن | ||||||
| [farsi] | |||||||
| در اصطلاح بنایان، مقسمی | |||||||