فهمیدن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(فَ هْ دَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. دریافت کردن، ادراک کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] فعل

  1. فهمیدن


[ویرایش] آوایش

[fahmidan]

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی: understand ایتالیایی: capire


ایتالیایی

[ویرایش] فعل

capire

انگلیسی
understand
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر