پیوستن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(پِ وَ تَ)

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. وصل کردن، اتصال دادن.
  2. افزودن، ملحق کردن.
  3. وصلت کردن، ازدواج کردن.
  4. سرودن، به نظم درآوردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] آوایش

  1. پِ وَ تَ

[ویرایش] فعل

مربوط شدن

[ویرایش] واژه‌های وابسته

پیوست

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
weld
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار