چین

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] صفت فاعلی

  1. در بعض ترکیبات به معنی «چیننده» آید: خوشه چین، گلچین.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. شکن، شکن

[ویرایش] جمع

(کن.)

  1. روی در هم کشیدن، در غضب شدن.

(کن.)

  1. پیر شدن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

چروک، تا، خط

[ویرایش] برگردان‌ها

[ویرایش] آوایش

  1. لَ

[ویرایش] اسم

(جغرافی) کشوری در خاور آسیا

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

piega

انگلیسی
wrinkle
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر