art

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو
همچنین ببینید Art, árt, ärt, و ært

محتویات

[ویرایش] انگلیسی

جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ هنر دارد

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] ریشه‌شناسی ۱

گرفته شده از art در انگلیسی میانه و پیش از آن در انگلیسی باستان، از واژهٔ لاتین artem

[ویرایش] اسم

art (شمردنی و ناشمردنی؛ جمع arts)

الگو:commons الگو:wikiquote الگو:wikisource الگو:wikibooks الگو:wikinews

  1. (ناشمردنی) فن، تلاش انسانی برای تقلید کردن، کامل کردن، دگرگون کردن و یا بی اثر کردن کار طبیعت.
  2. (ناشمردنی) هنر، تولید و یا دگرگونی آگاهانهٔ ترتیب صداها، رنگ‌ها، شکل‌ها، جابجایی‌ها و یا دیگر اجزا به گونه‌ای که پدیدار گشتن زیبایی در افراد حس شود.
    There is a debate as to whether graffiti is art or vandalism.
    بر سر این موضوع بحث است که آیا گرافیتی (نقاشی دیواری) هنر است و یا یک کار خرابکارانه!
  3. (ناشمردنی) فعالیتی که هدف آن پدید آوردن یک چیز ویژه باشد.
  4. (ناشمردنی) ارزش زیبایی.
  5. (ناشمردنی) کار هنری (در نقاشی).
  6. (شمردنی) یک زمینه یا رده هنری مانند: نقاشی، تندیسگری، موسیقی، رقص، ادبیات و...
  7. (شمردنی) شاخهٔ غیرعلمی یادگیری، هنر آزاد
  8. (شمردنی) مهارتی که با کمک تمرین، یادگیری یا مشاهده بدست می‌آید.
    • 1796, Matthew Lewis, The Monk, Folio Society 1985, p. 217:
      A physician was immediately sent for; but on the first moment of beholding the corpse, he declared that Elvira's recovery was beyond the power of art.
[ویرایش] هم‌معنی
[ویرایش] متضاد
[ویرایش] عبارت‌های گرفته شده
[ویرایش] برگردان در دیگر زبان‌ها










[ویرایش] ریشه‌شناسی ۲

از eart در انگلیسی میانه و انگلیسی باستان (کاربرد به صورت thou art) گرفته شده از earon در انگلیسی باستان به معنی «بودن» (are). آگاهی بیشتر در are.

[ویرایش] فعل

are

  1. (باستانی): دوم شخص مفرد در حال ساده از فعل be.
    How great thou art!
    تو چقدر شگفت انگیز هستی!

[ویرایش] همچنین ببینید

[ویرایش] هم‌خانواده

[ویرایش] آلبانیایی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

از واژهٔ لاتین ars

[ویرایش] اسم

art مذکر (مفرد معین arti)

  1. art

[ویرایش] کاتالان

[ویرایش] اسم

art مذکر و مونث (جمع arts)

  1. هم معنی art در انگلیسی، چیزی که برای ذهن دلپذیر باشد.

[ویرایش] عبارت‌های مرتبط

[ویرایش] زبان کورنی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

از واژه‌های لاتین artis و ars

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

art مذکر (جمع artys)

  1. هم معنی art در انگلیسی

[ویرایش] زبان تاتاری کریمه

[ویرایش] اسم

  1. پُشت

[ویرایش] هم‌معنی

[ویرایش] دانمارکی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

گرفته شده از art در ژرمنی سفلای میانه.

[ویرایش] اسم

الگو:da-noun

  1. kind
  2. nature
  3. species

[ویرایش] Inflection

الگو:da-noun-infl

[ویرایش] فرانسوی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

از واژهٔ لاتین artem، حالت مفعولی و مفرد ars

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

art مذکر (جمع arts)

  1. آنچه برای ذهن دلپذیر باشد. هنر

[ویرایش] عبارت‌های گرفته شده

[ویرایش] هم‌خانواده

[ویرایش] لتونیایی

[ویرایش] فعل

الگو:lv-verb

  1. شخم زدن، شیار کشیدن، برف روفتن

[ویرایش] صرف فعل

الگو:lv-conj-1

[ویرایش] زبان مالتی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

گرفته شده از واژهٔ عربی ارض

[ویرایش] اسم

الگو:mt-noun

  1. زمین

[ویرایش] ایرلندی باستان

[ویرایش] اسم

art مذکر

  1. تحمل

[ویرایش] هم‌معنی

[ویرایش] سوئدی

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

art c.

  1. گونه، نوع

[ویرایش] صرف واژه

الگو:sv-noun-reg-er

[ویرایش] ترکی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

از art در ترکی باستان، از hārt در نیازبان‌های ترکی به معنی پُشت

[ویرایش] اسم

art

  1. پشت
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر