object (جمع objects)
فارسى: برآخت، چیز، مقصود، شیء، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا
to object (سوم شخص مفرد حال ساده objects، صفت فاعلی objecting، گذشته ساده و اسم مفعولی objected)
اعتراض کردن، مخالفت کردن