stop

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] انگلیسی

[ویرایش] فعل

to stop (سوم شخص مفرد حال ساده stops، صفت فاعلی stopping، گذشته ساده و اسم مفعولی stopped)

  1. متوقف کردن ، جلوگیری کردن، مانع شدن
  2. ترک کردن
  3. ایستادن ،متوقف شدن
  4. خاموش کردن
  5. بند آمدن
  6. تمام شدن

[ویرایش] اسم

stop (جمع stops)

  1. ایست، توقف
  2. ایستگاه
  3. نقطه
  4. (آواشناسی) # صامت انسدادی
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر