پرش به محتوا

ادله

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَدِلِّه/

اسم مرکب

[ویرایش]

ادله

  1. دلیل‌ها، حجت‌ها. ادلة. جمع دلیل.
    برای اثبات این ادعا، ادله و براهینی بچگانه اقامه می‌نماید. «جمال‌زاده»

کهن‌واژه

[ویرایش]
  1. ادله ممکن است در زبان معیار باستان به صورت اَ - دَل - لِه قابل تجزیه باشد؛ که مفاهیم کهن ادلت راجع به این اصطلاح هم صادق است.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین