پرش به محتوا

افق

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اُفُق/

اسم

[ویرایش]

افق

  1. (جغرافیا): خطی که به نظر میرسد در محل تقاطع زمین و آسمان وجود دارد.
  2. کناره آسمان. کرانه. ناحیه. مفردِ آفاق.
  3. پهنه، گسترده، ساحت ← معمولا در این معنی، جنبه مجازی دارد.
  4. (نجوم): صفحه‌ای که از مرکز زمین به موازات افق حسی رسم شود؛ افق آسمانی، افق حقیقی، افق هندسی
  5. نیم دایره‌ای که در امتداد آن، چشم کره زمین را می‌بیند.
  6. محیط دایره ناتمام که در امتداد آن چشم شخصی کره زمین را می بیند. حد فاصل میان بخش مرئی و بخش نامرئی آسمان؛ کران.


ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین