افق
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اُفُق/
اسم
[ویرایش]افق
- (جغرافیا): خطی که به نظر میرسد در محل تقاطع زمین و آسمان وجود دارد.
- کناره آسمان. کرانه. ناحیه. مفردِ آفاق.
- پهنه، گسترده، ساحت ← معمولا در این معنی، جنبه مجازی دارد.
- (نجوم): صفحهای که از مرکز زمین به موازات افق حسی رسم شود؛ افق آسمانی، افق حقیقی، افق هندسی
- نیم دایرهای که در امتداد آن، چشم کره زمین را میبیند.
- محیط دایره ناتمام که در امتداد آن چشم شخصی کره زمین را می بیند. حد فاصل میان بخش مرئی و بخش نامرئی آسمان؛ کران.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین