پرش به محتوا

ای

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَی/ و /اِی/

حرف

[ویرایش]

اِی

  1. حرف ندا که پیش از اسم و صفت درمی‌آید: ای‌مرد، ای‌پسر، ای‌جوانمرد، ای‌دلاور.

ریشه شناسی۲

[ویرایش]

اسم

[ویرایش]

اَی

  1. حرفی که برای تقریب و تخمین می‌آید: ای سیصد چهارصد تومان می‌ارزد.
  2. (شبه‌جمله): حرفی که برای تحسین می‌آید.
  3. (شبه‌جمله): برای اظهار ناخشنودی یا انزجار یا نارضایتی یا تردید به‌کار می‌رود.
  4. این در زبان مردم. در گویش‌های ملایری، بوشهری، شیرازی و... «این» که برای اشاره به کار می‌رود «ن» آخر حذف می‌شود. به عبارت دیگر «ای» همان «این» است با این تفاوت که «ن» حذف شده است: ای کتاب را بگیر؛ یعنی این کتاب را بگیر.

زبان دیگر

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • بهاری

اسم

[ویرایش]

اَی

  1. خانه، مسکن، جایی که خانواده در آنجا زندگی می‌نماید.