بل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(بَ)

فارسی[ویرایش]

بُلْ :(bol) در گویش گنابادی یعنی کُس ، فرج ، مهبل ، رَحِم


ریشه‌شناسی[ویرایش]

(حرف عطف.)

  1. بلکه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. پیشوندی است که بر سر برخی واژه‌ها می‌آید و معنای بسیاری و فراوانی می‌دهد، مانند بُلکامه: یعنی بسیار هوس.
  2. در آغاز اسامی خاص می‌آید مانند: بلحسن بوالحسن ابوالحسن. یا در اول اسماء معنی عربی می‌آید مانند: بلعجب ابوالعجب یا بلهوس بوالهوس درمی آید.

اسم[ویرایش]

(عا.)

  1. چیزی که از روی هوا گرفته شود، گرفتن، چیزی را از روی هوا قاپ زدن.
  2. کنایه از: سوءاستفاده کردن از موضوعی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

بَلْ :(bal) در گویش گنابادی یعنی جفت ، همسر ، یار ، دوست ، رفیق شفیق ، مثل ، مانند ، شبیه

بِلَ :(bela) در گویش گنابادی یعنی سگ ماده

اسم[ویرایش]

  1. پاشنة پای.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
haply