بی

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

  1. نشانه نفی و سلب که بر سر اسم درآید و کلمه را صفت سازد: بی کار، بی چاره.
  2. گاه بر سر اسم درآید و قید مرکب سازد: بی شک، بی گفت و گو.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

بیِّ :(biie) در گویش گنابادی یعنی بیائید ، تشریف بیاوردید ، یک تعارف برای مهمان کردن کسی یا خانواده ای برای آمدن به خانه برای مهمانی یا آمدن به درون خانه است زمانی که دم در هستند.

  1. بدون

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

حرف اضافه[ویرایش]

senza

انگلیسی
but