تاج
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]- پهلوی
| ویکیپدیا مقالهای دربارهٔ تاج دارد |
آوایش
[ویرایش]- /تاج/
اسم
[ویرایش]تاج
- کلاه جواهر نشان که پادشاهان بر سر گذارند، دیهیم، تاژ.
- نخستین بار کیومرث آن را بر سر نهاد.
- چنین است آغاز و فرجام جنگ ..... یکی تاج یابد یکی گور تنگ
- کلاهی که به نشانه پادشاهی و فرمانروایی بر سر میگذارند؛ افسر.
- (جمع): کلاه ترک، ترکِ درویشان، کلاه قابدوزیشدهٔ صوفیان.
- (استعاره): قسمت آشکار و مرئی دندان که از لثه خارج و از مینا پوشیده است.
- (مجاز): بلندمرتبه.
- سریانی
- هر چیز مانند تاج
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین/ شاهنامه