سیر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

پهلوی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. کسی که معده اش از غذا پُر

استعاره[ویرایش]

  1. بیزار، متن

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. رنگ تند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. گیاهی است از تیرة سوسنی‌ها، علفی و پیازدار که شامل برگ‌های باریک دراز

استعاره[ویرایش]

  1. قسمت مورد استفادة آن همان قسمت غده‌های زیرزمینی وی

استعاره[ویرایش]

  1. برای سیر در تداوی اثر ضدعفونی کننده و اشتهاآور و ضد کرم و کم کنندة فشار خون ذکر شده‌

استعاره[ویرایش]

  1. به علت وجود مادة گوگرددار در اسانس سیر بوی بدی از آن استشمام می‌شود. ؛ ~در لوزینه نهادن کنایه از: فریب دادن. ؛ از ~تا پیاز کنایه از: همه چیز، تمام یک مطلب با جزییات آن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(سَ یا س)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. جِ سیرت ؛ روش‌ها.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

مصدر لازم[ویرایش]

  1. راه رفتن، گردش کردن.

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. رفتار، گردش، حرکت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(س یَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

پسوند[ویرایش]

  1. پسوندی است دال بر مکان: سردسیر.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. واحدی برای وزن برابر با ۷۵ گرم.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی:full

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

sazio

اسم[ویرایش]

aglio

انگلیسی
tiredly