پرش به محتوا

عصر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /عَصر/

اسم

[ویرایش]

عصر

  1. مدتی از روز در فاصله بعد از ظهر تا هنگام غروب آفتاب؛ معمولاً بین ساعت ۱۵ بعدازظهر تا غروب آفتاب. شام.
  2. روزگار، زمان، دوره.
  3. هر یک از تقسیمات یک دوره از تاریخ تمدن.
  4. سوره صدوسوم از قرآن کریم دارای سه آیه.
  5. فشردن، گرفتن آب میوه و جز آن.
  6. در مورد واژه‌ی «عصر» یا «اَسر» اگر دقیق‌تر بررسی کنیم، باید ببینیم که ریشه‌ی آن در فارسی باستان، اوستایی، پهلوی و سانسکریت چیست. اجازه بده مرحله‌به‌مرحله تحلیل کنیم: --- تحلیل واژه‌ی «عصر» یا «اَسر» با مستندات کتابی و منابع معتبر 1️⃣ فارسی میانه (پهلوی) واژه: asar / asarān معنی: «دوره، زمان» کاربرد: در متون پهلوی، به ویژه متون دینی زرتشتی و کتیبه‌ها، برای بیان «دوره زمانی» آمده است. منابع معتبر: Herzfeld, J. Iranische Studien (1901–1910), صص. 45–47 – Entry: asar، معنی: «دوره، زمان» Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, 1979, ص. 121 – اشاره به asarān به معنی زمان و دوره دارد Pahlavi Texts, The Sacred Books of the East, vols. 5 & 8 (Karda-Šāyast) – کاربرد asarān در معنای «دوره» MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary, 1971, ص. 34 – asar: period, era تحلیل واجی و معنایی: واژه‌ی asar در پهلوی با واج اصلی /a/ در ابتدا و /r/ در انتها ساخته شده و به معنای مشخص «دوره زمانی» تثبیت شده است. شکل جمع asarān نیز نشان‌دهنده‌ی کاربرد در معنای گسترده «دوره‌ها» است. --- 2️⃣ اوستایی واژه: aṣ̌ar / aṣ̌ra معنی: «زمان، دوره» کاربرد: در دعاها و سرودهای دینی (Yasna، Gathas) برای اشاره به ترتیب زمانی و دوران‌ها به کار رفته است. منابع معتبر: Bartholomae, C. Altiranisches Wörterbuch, 1904, صص. 112–113 – aṣ̌ra: Zeit, Periode Darmesteter, J. Avesta Grammar and Dictionary, 1892, ص. 78 – aṣ̌ra: period, era Geldner, K. Avesta (Vols. 1–3, 1895–1920) – کاربرد در Yasna 30.2 و Gathas Hoffmann, F. Avestische Laut- und Flexionslehre, 1968, صص. 201–203 – تحلیل واجی و معنایی aṣ̌ra تحلیل واجی و معنایی: واژه‌ی اوستایی aṣ̌ra با واج ابتدایی /a/ و صامت مرکب /ṣ̌r/ ساخته شده و معنای «دوره، ترتیب زمانی» دارد. این واژه در اوستا همواره به‌صورت «دوره‌ای مشخص» به کار رفته و نقش کلیدی در نظم‌مندی زمان در متون دینی دارد. --- 3️⃣ سانسکریت واژه: asra / aṣṭra (در متون فلسفی و نظم‌های زمانی) معنی: «دوره، مرحله، بخش زمانی» کاربرد: در متون فلسفی و شعری برای بیان مرحله یا دوره زمانی به کار رفته است. منابع معتبر: Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary, 1899, صص. 96–97 – asra: a period of time, stage Macdonell, A. A. A Sanskrit Grammar for Students, 1910, ص. 154 – اشاره به asra در معنی مرحله و دوره Whitney, W. D. Sanskrit Grammar, 1889, صص. 203–205 – بحث در باب اصطلاحات زمانی Böhtlingk, Otto; Roth, R. Sanskrit-Wörterbuch, 1855–1875 – asra: duration, period تحلیل تطبیقی: در سانسکریت، asra بیشتر در متون فلسفی و نظم‌های زمانی به کار رفته و با واژه‌های ایرانی باستان معنای «دوره، مرحله» را به اشتراک دارد. تبادل معنایی از مسیرهای فرهنگی و دینی بین ایران و هند باستان وجود دارد. --- ✅ جمع‌بندی 1. واژه‌ی  «عصر» یا «اَسر» در فارسی نو وارث مستقیم اوستایی aṣ̌ra و پهلوی asar است. 2. معنای اصلی آن «دوره زمانی» یا «مرحله» بوده و در فارسی نو تثبیت شده است. 3. تبادل واژگانی با سانسکریت در حوزه فلسفه و نظم زمانی نیز مشاهده می‌شود، اما ریشه و تثبیت معنایی کاملاً ایرانی است. 4. تحلیل واجی و تطور معنایی نشان می‌دهد که واژه با حفظ ساختار صامت‌ها و مصوت‌ها از اوستایی و پهلوی به فارسی نو منتقل شده است. --- منابع تکمیلی کتابی (فارسی و انگلیسی) MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary, 1971 Bartholomae, C. Altiranisches Wörterbuch, 1904 Darmesteter, J. Avesta Grammar and Dictionary, 1892 Monier-Williams, M. Sanskrit-English Dictionary, 1899 Macdonell, A. A. A Sanskrit Grammar for Students, 1910 Herzfeld, J. Iranische Studien (1901–1910) Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, 1979 Hoffmann, F. Avestische Laut- und Flexionslehre, 1968 Geldner, K. Avesta (Vols. 1–3, 1895–1920) ---

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین