پرش به محتوا

قله

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

گونه‌های دیگر نوشتاری

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: قلله

آوایش

[ویرایش]
  • /قُلّه/

اسم

[ویرایش]

قله

  1. (علوم‌زمین): رأس کوه یا تپه، بالاترین بخش کوه. سنگ بزرگ و یک تکه که از کوه جدا شده باشد.
    واژه استقلال ریشه این واژه قل است که با قله یا کله و کلاه هم، هم خانواده است یعنی واژه ریشهای انی دارد که عربی نما شده است، دست کم هفتاد در واژه‌های عربی، ریشه ایرانی دارند.

اسم

[ویرایش]

قُلُِه

  1. (جانوران): اسبی که رنگش مایل به زردی باشد.
  2. واحد اندازه‌گیری آب روان در بعضی نواحی ایران.
  3. سبوی بزرگ.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]


ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ سخن بزرگ، فرهنگ لغت معین