و

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(~.)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

حرف[ویرایش]

در آغاز لفظ جلاله (الله)

  1. برای قسم به کار رود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(حر رب، عطف)

  1. حرف عطف است و آن دو کلمه یا دو جمله را به هم پیوند دهد و آن به معانی ذیل آید:

(معیت و مصاحبت)

  1. با.

(حالیه)

  1. حال آن که، در صورتی که.
  2. با آن که با وجودی که.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(واو معدوله)

  1. از نظر دستوری واوی است که در عهد ما نوشته می‌شود ولی خوانده نمی‌شود: خواب، خواهش، خویش، خویشتن. اما در زمان قدیم آ ن را تلفظ می‌کردند و چون در هنگام تلفظ از ضمه به فتحه عدول می‌کردند آن را واو معدوله نامیده‌اند. لازم به توضیح است که همیشه پیش از واو معدوله حرف «خ» و بعد از آن یکی از حروف «د، ر، ز، س، ش، ن، و، ه، ی» واقع می‌شود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(وَ)

حرف[ویرایش]

اض.)

  1. مقابله را رساند، مقابل، برابر.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

حرف[ویرایش]

  1. سی امین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۶ می‌باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

قید[ویرایش]

  1. خاصه، مخصوصاً.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

file:Flag of Iran.svg|40px]] [[فارسی

Nuvola apps bookcase2.pngحرف

  1. حرف سی ام از الفبای فارسی

Nuvola apps bookcase2.pngحرف ربط

  1. حرف ربطی که دو کلمه یا دو جمله را بیکدیگر پیوند دهد.

Nuvola apps bookcase2.pngضمیر

  1. مخفف او
  1. مثال:«ورا دیدم.»

file:Flag of Saudi Arabia.svg|40px]] [[عربی‌

Nuvola apps bookcase2.pngحرف

  1. حرف بیست و هفتم از حروف عربی‌

Nuvola apps bookcase2.pngحرف ربط

  1. حرف ربطی که دو کلمه یا دو جمله را بیکدیگر پیوند دهد.

file:Flag of Afghanistan.svg|40px]] [[پشتو

Nuvola apps bookcase2.pngحرف

  1. حرف سی‌ و هشتم از الفبای پشتو

file:Flag of Pakistan.svg|40px]] [[اردو

Nuvola apps bookcase2.pngحرف

  1. حرف سی‌ و سوم از اردو

Nuvola apps bookcase2.pngحرف ربط

  1. حرف ربطی که دو کلمه یا دو جمله را بیکدیگر پیوند دهد.

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

حرف ربط[ویرایش]

e