پیل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. دستگاهی که نیروی حاصل از فعل و انفعالات شیمیایی را به صورت الکتریستة جاری درمی آورد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. فیل.
  2. یکی از مهره‌های شطرنج به شکل فیل.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

پیَّلَ :(pyyala) در گویش گنابادی یعنی پیاله ، ظرف کوچک از جنس سفال که برای خوردن چای استفاده میشود.

برگردان‌ها[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
elephant