انداختن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(اَ تَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. افکندن، پرتاب کردن.
  2. چیزی را به هدف زدن، هدف قرار دادن.
  3. در جایی منزل کردن.
  4. راندن، طرد کردن.
  5. فرش کردن، گستردن.
  6. مقدّر ساختن.

(عا.)

  1. جنس نامرغوب را به جای جنس خوب فروختن، کلاه گذاشتن.
  2. طرح کردن، مطرح ساختن.

مصدر لازم[ویرایش]

  1. مشورت کردن.
  2. کاستن، کسر کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. اَ تَ

فعل[ویرایش]

افکندن. افگندن. پرت کردن

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

فعل[ویرایش]

gettare

انگلیسی
toss