نسک

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(نُ یا نَ یا نِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

هر دفتر را نام باشد از دفاتر پازند. (غیاث اللغات). قسمی باشد از بیست ویک قسم کتاب زند منسوب به زردشت که هر قسم را نسک نام نهاده و هر نسک را به اسمی موسوم ساخته بدین تفصیل: اول ایتا، دوم اهو، سیم دیر، چهارم یوا، پنجم تار، ششم توش، هفتم ناد (که در علوم نجوم و هیات است)، هشتم اشتاد، نهم جید، دهم هجا، یازدهم ونکهویش، دوازدهم وزدامنکهو، سیزدهم سیتنا، چهاردهم نام، پانزدهم انکهیش، شانزدهم مزدا، هفدهم خشرمچا، هجدهم اهرا، نوزدهم آیم، بیستم درکوبیو، بیست ویکم واستارم. اکنون چهارده نسک از این جمله تمام است و در میان مجوس یافت شود و هفت نسک ناتمام بوده که در جنگها و فتنه‌های ایران از میان رفته. (از انجمن آرا) (از آنندراج). قسمی باشد از بیست ویک قسم کتاب زند که زردشت آن را منقسم کرده‌است و هر نسکی را یعنی هر قسمی را نامی نهاده. (برهان قاطع). محمد معین آرد: به این معنی لغةً به فتح اول است، در اوستا نَسْک َ به معنی کتاب و سفینه آمده وهر جا که این لغت به کار رفته از آن اجزای کتاب مقدس اراده گردیده‌است (از خرده اوستا ص ۲۶)، اما در یسنا (های ۱۹ بند ۲۲) نسکه به معنی خود اوستا و دوره کامل آن (۲۱ نسک) استعمال شده من باب اطلاق جزء به کل. (یسنا ج ۱ ص ۱۶۶). در پهلوی نَسْک (متن، کتاب) آمده. (تاوادیا ص ۱۶۳). دینکرت درفصل‌های هشتم و نهم نویسد: اوستا دارای ۲۱ نسک می‌باشد و در آن نام هر یک از این ۲۱ بخش جداگانه آمده و خلاصه مندرجات آنها تشریح شده‌است. (از حاشیه برهان قاطع چ معین)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. عبادت کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(نَ)

اسم[ویرایش]

  1. نرسنگاه کنید نرسک:
  2. عدس.
  3. خارخسک.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. هر بخش از بیست و یک بخش اوستا که به منزلة فصل و باب

استعاره[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. نَ

اسم[ویرایش]

کتاب

برگردان‌ها[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

[nask]