پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
صفحهٔ اصلی
سرواژهٔ تصادفی
همکاری
قهوهخانه
تغییرات اخیر
ورودی کاربران
واژه درخواستی
تماس با ویکیواژه
راهنما
جستجو
جستجو
ظاهر
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
ابزارهای شخصی
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
فهرست
انتقال به نوار کناری
نهفتن
بخش آغازین
1
فارسی
تغییر وضعیت زیربخشهای فارسی
1.1
ریشه لغت
1.2
آوایش
1.3
اسم مصدر
1.4
کهنواژه
1.5
واژههای مشتق شده
1.5.1
منابع
تغییر وضعیت فهرست محتویات
احرام
۵ زبان
English
Français
پښتو
سرائیکی
Türkçe
سرواژه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
کنشها
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
پیوند پایدار
اطلاعات صفحه
یادکرد این صفحه
دریافت نشانی کوتاهشده
بارگیری کیوآر کد
استفاده از تجزیهگر قدیمی
چاپ/برونبری
ایجاد کتاب
بارگیری بهصورت PDF
نسخهٔ قابل چاپ
در پروژههای دیگر
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
از ویکیواژه
فارسی
[
ویرایش
]
لباس سپید احرام
ریشه لغت
[
ویرایش
]
عربی
ویکیپدیا
مقالهای دربارهٔ
احرام
دارد
آوایش
[
ویرایش
]
/اِحْرام/
اسم مصدر
[
ویرایش
]
احرام
(فقه)
بر خود حرام کردنِ بعضی چیزها (مانند استفاده از عطر) به منظور برگزاری مراسم
حج
. آهنگ حج کردن، در حرم درآمدن.
(مجاز): دو قطعه پارچه سفید دوخته نشده که در هنگام اعمال حج، یکی را مانند
لُنگ
بر کمر میبندند و دیگری را بر دوش میاندازند. جمع
حَرَمْ
، و
حریم
.
کهنواژه
[
ویرایش
]
احرام ممکن است در
زبان معیار باستان
به دو صورت قابل تجزیه باشد؛ نخست
اَ
-
حرام
و دیگری
اِح
-
رام
؛ بیتی از
شاهنامه
راجع به احرام
کیکاووس
و
کیخسرو
:
نشستند با باژ هر دو بر اسپ/ دوان تا سوی خان
آذرگشسپ
/ پر از بیم دل یک به یک پر امید/ برفتند با جامههای سپید. «
فردوسی
»
واژههای مشتق شده
[
ویرایش
]
احرامی
،
احرام گاه
،
احرام شکن
،
احرام گرفتن
،
احرام آوردن
،
احرام بستن
ترجمه
انگلیسی:
ihram
منابع
[
ویرایش
]
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
ردهها
:
فقه
اسم مصدر
مجاز
اسمهای عربی
اسمهای معرب
مصدر لازم عربی
زبان معیار باستان
حوزه نفوذ فرهنگ آذرگشسپ
کهن واژه
اصطلاحات با پیشوند اِح
اصطلاحات با پسوند رام
فرهنگ شمس
جستجو
جستجو
تغییر وضعیت فهرست محتویات
احرام
۵ زبان
افزودن مبحث