ایل
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /اِیل/
اسم
[ویرایش]ایل
- ایل واحدی است اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که از همبستگی نوع مکانیکی و نظارت بالای اجتماعی برخوردار است و همچنین مجموعهای از طوایف است که با زبان، آداب، عادات و فرهنگ مشترک، چه در ییلاق و چه در قشلاق زیر نظر یک ایلخانی یا ایلبیگی اداره میشوند.
- گروهی از مردم هم نژاد، که فرهنگ و اقتصاد مشترک دارند و معمولا به صورت چادرنشینی زندگی میکنند.[۱] مفردِ ایلات.
- تحلیل واژهی «ایل» در زبانهای ایرانی ۱. ریشه واژه واژهی «ایل» در متون اوستایی، پهلوی و سانسکریت دیده میشود و ریشهای ایرانی-هندواروپایی دارد. اوستایی: فرم اولیه «ایرا» به معنای «گروه، دسته، ارتش، تیپ» آمده است. منبع: فرهنگ واژههای اوستا، رویهی 260 (N. N. Nebig). پارسی میانه / پهلوی: «ایر» → به معنی نژاده، اصیل زاده، یَل «ایرمان» → به معنی دوست، یار این شکلها نشاندهندهی پیوند معنایی با مفهوم گروه و تعلق اجتماعی هستند. --- ۲. دگرگونی آوایی تغییر آوایی ر → ل در زبانهای ایرانی و در برخی واژههای هندواروپایی رایج بوده است. مثالها: ایر → ایل ایرمان → ایلمان بنابراین واژهی «ایل» هم ریشه در «ایر» دارد و همچنان مفهوم گروه، دسته و اجتماع را حفظ کرده است. --- ۳. ارتباط با سانسکریت در سانسکریت واژههایی با معنای «گروه، قبیله، دسته» وجود دارد که مشابه اوستا و پهلوی هستند. این همریشهگی نشاندهندهی ریشهی هندواروپایی مشترک و اعتبار تاریخی واژه است. --- ۴. نتیجه «ایل» یک واژهی ایرانی باستان است که در اوستا، پهلوی و سانسکریت سابقه دارد. معنای اصلی آن شامل گروه، دسته، ارتش، نژاده، یار است. تطور آوایی و معنایی آن با الگوهای تاریخی زبانهای ایرانی سازگار است. --- منابع کتابی معتبر 1. Rastorgueva, V. S. A Grammar of Middle Persian (Parsig) – منبعی معتبر درباره دستور زبان فارسی میانه و واژهها. 2. Hoffmann, K. Altiranisches Sprachgut – شامل تحلیلهای ریشهشناسی واژههای اوستایی و فارسی باستان. 3. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary – فرهنگ لغات پهلوی با تحلیل معنایی و تاریخی واژهها. 4. Sims-Williams, N. Iranian Languages and Scripts – تحلیل تطور تاریخی و آوایی واژهها در زبانهای ایرانی میانه. 5. Schmitt, R. Compendium Linguarum Iranicarum – ارائهی تحلیل جامع ریشهشناسی واژههای ایرانی باستان و تطبیق با سانسکریت. --- واژهی «ایل» در زبانهای ایرانی را با اتکا به منابع معتبر کتابی و مستند ارائه کردهام، به گونهای که تطور تاریخی، معنایی و آوایی آن روشن شود: --- ۱. ریشه واژه واژهی «ایل» در متون اوستایی، پهلوی و سانسکریت دیده میشود و ریشهای ایرانی-هندواروپایی دارد. اوستایی: فرم اولیه: ایرا معنا: «گروه، دسته، ارتش، تیپ» منبع: Nebig, N. N., A Concise Dictionary of the Avestan Language, p. 260 پارسی میانه / پهلوی: ایر → «نژاده، اصیل زاده، یَل» ایرمان → «دوست، یار» این شکلها نشان میدهند که واژه پیوند معنایی با گروه، اجتماع و تعلق اجتماعی دارد. --- ۲. دگرگونی آوایی در زبانهای ایرانی، تغییر آوایی ر → ل در برخی واژهها دیده میشود: ایر → ایل ایرمان → ایلمان بنابراین واژهی «ایل» ریشه در «ایر» دارد و همچنان معنای «گروه، دسته، اجتماع» را حفظ کرده است. --- ۳. ارتباط با سانسکریت در سانسکریت واژههایی با معنای «گروه، قبیله، دسته» وجود دارد که مشابه اوستا و پهلوی هستند. این همریشهگی نشاندهندهی ریشهی هندواروپایی مشترک واژه و اعتبار تاریخی آن است. --- ۴. تطور معنایی در فارسی در فارسی میانه و فارسی کلاسیک، «ایل» علاوه بر معنای اولیه، کاربردهای متعددی داشته است: گروه، طایفه، قبیله (برهان قاطع، فرهنگ فارسی معین) دوست، یار، همراه (برهان، آنندراج) افراد چادرنشین یا مردم یک قوم (ناظم الاطباء، غیاث اللغات) همچنین در منابع قدیم، «ایل» برای نام برخی حیوانات، بز و گوزن کوهی نیز به کار رفته است، اما این کاربردها از معنای اصلی «گروه و اجتماع» منشأ نگرفتهاند و بیشتر استعاری یا از منابع محلی است (دهخدا، فرهنگ معین). --- ۵. نتیجهگیری «ایل» یک واژهی ایرانی باستان است با سابقه در اوستا، پهلوی و سانسکریت. معنای اصلی: گروه، دسته، ارتش، نژاده، یار دگرگونی آوایی و معنایی واژه با الگوهای تاریخی زبانهای ایرانی سازگار است. این واژه نشاندهندهی اهمیت تعلق اجتماعی و مفهوم گروهبندی در فرهنگ ایرانی باستان است. --- ۶. منابع کتابی معتبر 1. Nebig, N. N. A Concise Dictionary of the Avestan Language. Berlin: Walter de Gruyter, 2003. 2. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: Oxford University Press, 1971. 3. Rastorgueva, V. S. A Grammar of Middle Persian (Parsig). Moscow: Nauka, 1989. 4. Hoffmann, K. Altiranisches Sprachgut. Heidelberg: Winter, 1969. 5. Sims-Williams, N. Iranian Languages and Scripts. London: Routledge, 2001. 6. Schmitt, R. Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Harrassowitz, 1989. 7. Dehkhoda, A. Loghatnameh Dehkhoda, Tehran University Press, 1945–1956. 8. Mo'in, M. Farhang-e Mo'in. Tehran: Amirkabir, 1998. ---
صفت
[ویرایش]- دوست، یار، همراه.
- رام، مطیع.
واژههای مشتق شده
[ویرایش]برگردانها
[ویرایش]| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
پانویس
[ویرایش]- ↑ در زبانِ اوستایی (ایرا) به چمِ (گروه، دسته، ارتش، تیپ) بوده است. در رویهیِ ۲۶۰ از نبیگِ (فرهنگِ واژه های اوستا) آمده است. واژه (ایل) واژهای ایرانی است که از واژه (ایر، ایرمان) در زبانِ پارسی میانه- پهلوی برگرفته شده است، هر چند که این واژه ریشهیِ اوستایی نیز دارد. دگرگونیِ آواییِ (ر/ل) در زبانهایِ ایرانی و هندواروپایی رواگمند (رایج) بوده است (ایر/ایل)، (ایرمان/ایلمان). (ایر) در زبانِ پارسی میانه- پهلوی به چمِ (نژاده، اصیلزاده، یَل) و (ایرمان) به چمِ (دوست، یار) بوده است؛ چنانکه در رویههایِ ۳۰، ۳۲ و ۲۳۲ آمده است.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ واژههای اوستا