برج

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(بُ)ìq

فارسی[ویرایش]

بَرْج :(barj) در گویش تونی و گویش گنابادی یعنی مقایسه ، سنجیدن ، اندازه گیری

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند.
  2. قلعه، دژ.
  3. هر یک از دوازده برج منطقةالبروج که خورشید هر ماه در یکی از آن‌ها قرار می‌گیرد:
  4. حَمَل (فروردین)
  5. ثور (اردیبهشت)
  6. جوزا (خرداد)
  7. سرطان (تیر)
  8. اسد (مرداد)
  9. سنبله (شهریور)
  10. میزان (مهر)
  11. عقرب (آبان)
  12. قوس (آذر)
  13. جدی (دی)
  14. دَلْو (بهمن)
  15. حوت (اسفند)

جمع[ویرایش]

  1. بروج، ابرا

جمع[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(بَ)

اسم[ویرایش]

  1. کنایه از: هزینه‌های بی مورد و بی جا.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

عربی[ویرایش]

تلفظ[ویرایش]

برج /بُرج/

اسم[ویرایش]

  1. سازه‌ای بلند برای اسکان یا دفاع
  2. ستون

مترادف‌ها[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

torre

انگلیسی
tower