درشمیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو


فارسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  • /درشَمیدَن/؛ SAMPA: /"darSamidan
  • Unipers: daršamidan

فعل[ویرایش]

(فیزیک)

یا ماده بدون بازتاب یا تراگسیل.

  • به درون شمیدن(آشامیدن/جذب کردن)

.[۱]

مترادف‌ها[ویرایش]

واژه‌های وابسته[ویرایش]

درشمیدنی، درشمندگی، درشمنده، درشمگر، درشم، باند درشمی، همگر درشم، خم درشم، آرنگ درشم، خطهای درشمی، میغ درشمی، بیناب درشمی، درشمایی، وابر درشمایی

برگردان‌ها[ویرایش]

بن مایه (مرجع[ویرایش]