سار

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فرانسوی از فنلاندی[ویرایش]

  1. ساره.

اسم[ویرایش]

  1. پرده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

فارسی[ویرایش]

ساْر :(sar) در گویش گنابادی یعنی لوس و مامانی ، پاستوریزه ، بی بخار ، رام و بی خطر ، نوعی پرنده

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. پرنده‌ای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ می‌پردازد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

فرانسوی از فنلاندی[ویرایش]

  1. اوست.
  1. رنج، محنت، آزار.
  1. ش

ریشه‌شناسی[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

صفت[ویرایش]

  1. رنجور.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

پسوند[ویرایش]

  1. در آخر بعض کلماتِ مرکب به معنی «سر» آید: سبکسار.
  2. در آخر بعضی کلمات مرکب پسوند مکان است که بیشتر معنای کثرت و انبوهی را می‌رساند. چشمه - سار.
  3. از ادات تشبیه که معنای مانند و شبیه را می‌رساند: بادسار.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
starling